خبر

آمریکا از زمان تأسیس تاکنون «تقریباً 400 مداخله نظامی» انجام داده است

تهران (اخبار ایران) – بر اساس تحقیقات جدیدی که در این هفته منتشر شد و پایگاه‌های اطلاعاتی موجود و سایر منابع در این زمینه را مورد مطالعه قرار داد، ایالات متحده از زمان تأسیس خود در سال 1776 تاکنون نزدیک به 400 مداخله نظامی انجام داده است.

بر اساس مطالعه پروژه مداخله نظامی: مجموعه داده های جدید در مورد مداخلات نظامی ایالات متحده، 1776-2019، نیمی از این درگیری ها و سایر استفاده از زور بین سال های 1950 تا 2019 رخ داده است.

بیش از یک چهارم از آنها از پایان جنگ سرد رخ داده است. از حدود 400 مداخله نظامی، 34 درصد در آمریکای لاتین و دریای کارائیب بوده است. 23 درصد در شرق آسیا و منطقه اقیانوس آرام؛ 14 درصد در غرب آسیا و شمال آفریقا؛ و 13 درصد در اروپا و آسیای مرکزی.

نویسندگان دریافته‌اند که مداخلات ایالات متحده در سال‌های اخیر “افزایش و تشدید” شده است. در حالی که دوران جنگ سرد (1946 – 1989) و دوره بین 1868 – 1917 بیشترین فعالیت نظامی برای ایالات متحده بود، دوران پس از 11 سپتامبر در حال حاضر سومین جایگاه را در کل تاریخ ایالات متحده و بیشتر ارتش این کشور به خود اختصاص داده است. ماجراجویی در غرب آسیا بوده است.

این مداخلات تنها در سال های اخیر افزایش یافته و تشدید شده است، به طوری که ایالات متحده بیش از 200 بار پس از جنگ جهانی دوم مداخله نظامی کرده است و بیش از 25 درصد از تمام مداخلات نظامی ایالات متحده در دوران پس از جنگ سرد رخ داده است.

تا پایان جنگ سرد، خصومت نظامی ایالات متحده به طور کلی با رقبای آن تناسب داشت. از آن زمان، «ایالات متحده شروع به تشدید خصومت‌های خود با کاهش تنش رقبای خود کرد که نشان‌دهنده آغاز سیاست خارجی جنبشی‌تر آمریکا بود».

در این مطالعه آمده است: «برخی از محققان چنین روندهای مداخله جویانه فزاینده ای را به عنوان بخشی از هنجار جدید «حاکمیت اقتضایی» توضیح داده اند که به صراحت اصل سنتی عدم مداخله در امور داخلی سایر کشورها را به چالش می کشد. به ویژه در مورد ایالات متحده، یک دیدگاه این است که این کشور از دکترین جنگ سرد خود گذشته است.

این مطالعه خاطرنشان می‌کند: «مداخلات نظامی ایالات متحده برای ارتقای منافع ژئوپلیتیکی نمی‌تواند پویایی دوران پس از جنگ سرد را توضیح دهد. اگر ایالات متحده در درجه اول زمانی که منافع امنیتی آن تهدید می شود مداخله کند، ما انتظار داریم که ایالات متحده کمتر در دورانی که از رقبای همتای خود خالی است، مداخله کند که احتمالاً منافع حیاتی کمتری در خطر است.

نویسندگان اشاره می‌کنند که محققان دیگر ادعا کرده‌اند که ایالات متحده از زور در خارج از کشور «بدون یک اصل سازماندهی روشن» استفاده می‌کند و بنابراین مأموریت‌های نظامی آن پیامدهای فاجعه‌بار بلندمدت و ناخواسته‌ای داشته است. در سال 2018، یکی از نویسندگان این تحقیق گفت: «الگوهای کنونی تعامل نظامی ایالات متحده به عنوان دیپلماسی جنبشی، دیپلماسی صرفاً از طریق نیروی مسلح»، در سال‌های گذشته، «در حالی که سفیران ایالات متحده در یک سوم کشورهای جهان فعالیت می‌کنند، ایالات متحده اپراتورهای ویژه در سه چهارم فعال هستند.

این تحقیق خاطرنشان می کند که یک جنبه چالش برانگیز اندازه گیری مداخلات نظامی نحوه تعریف مداخله است. این مطالعه تاکید می کند که “تعریف مداخله نظامی ایالات متحده ممکن است تحت هر یک از دسته بندی های زیر قرار گیرد.”

جابجایی نیروها یا نیروهای منظم (هوایی، دریایی، گلوله باران و غیره) یک کشور در داخل کشور دیگر، در چارچوب یک موضوع یا اختلاف سیاسی. برای جدا کردن مداخلات با شدت بالاتر از درگیری‌های جزئی، این تعریف شبه نظامیان، شبه‌نظامیان تحت حمایت دولت و سایر نیروهای امنیتی را که بخشی از ارتش یونیفرم پوش معمولی یک ایالت نیستند، استثنا می‌کند.

به طور مشابه، “رویدادها باید هدفمند باشند، نه تصادفی.” عبور غیرعمدی مرزی در این تعریف گنجانده نشده است و همچنین برخوردهای غیرعمدی بین هواپیماها یا کشتی های نیروی دریایی نیز شامل نمی شود. این تعریف سربازانی را که در تمرینات در یک سرزمین خارجی، انتقال نیرو به آن سوی مرزها یا در پایگاه های خارجی شرکت می کنند، مستثنی می کند. علاوه بر این، این تعریف، مداخلات نظامی بین‌المللی را بر اساس دستورالعمل‌های زمانی طبقه‌بندی می‌کند، به طوری که اگر اقدامات مکرر در عرض 6 ماه از یکدیگر رخ دهد، مداخلات مستمر هستند.

مواردی که در آن ایالات متحده از نیروهای مسلح خود در خارج از کشور استفاده کرده است
در موقعیت‌های درگیری نظامی یا درگیری احتمالی یا برای اهدافی غیر از اهداف عادی در زمان صلح… عملیات‌های مخفی، امدادرسانی در بلایای طبیعی، و استقرار و تمرین‌های آموزشی معمول اتحاد در اینجا گنجانده نشده است، همچنین جنگ‌های داخلی و انقلابی و استفاده مستمر از واحدهای نظامی ایالات متحده در اکتشاف، شهرک سازی و آرام سازی بخش غربی ایالات متحده»

استفاده سیاسی از نیروی نظامی شامل نیروهای زمینی ارتش ایالات متحده یا تفنگداران دریایی در تلاشی فعال برای تأثیرگذاری بر رفتار سایر کشورها.

هر گونه استقرار نیروهای زمینی ایالات متحده در قلمرو کشور دیگری که شامل حداقل 100 سال نفر باشد.

استفاده از نیروی مسلح که مستلزم استقرار رسمی حداقل 500 پرسنل نظامی عادی (زمینی، هوایی یا دریایی) برای دستیابی به اهداف سیاسی فوری از طریق اقدام علیه یک دشمن خارجی است. تحرکات و عملیات معمول نظامی بدون هدف تعریف شده مانند تمرینات آموزشی نظامی، استقرار روبه جلوی نیروهای نظامی، عملیات تخلیه غیر جنگی و امداد رسانی در بلایا باید کنار گذاشته شوند.

منازعات نظامی‌شده بین‌دولتی، موارد تاریخی مناقشه‌ای هستند که در آن تهدید، نمایش یا استفاده از نیروی نظامی کوتاه‌مدت از جنگ توسط یک کشور عضو به صراحت متوجه دولت، نمایندگان رسمی، نیروهای رسمی، اموال یا قلمرو دولت دیگر می‌شود.

این الگوی اخیر روابط بین‌الملل که عمدتاً از طریق نیروی مسلح انجام می‌شود، به طور فزاینده‌ای غرب آسیا و آفریقا را هدف قرار داده است. این مناطق هم شاهد جنگ‌های گسترده ایالات متحده، مانند افغانستان و عراق، و هم جنگ‌های کم اهمیت در کشورهایی مانند بورکینافاسو، کامرون، جمهوری آفریقای مرکزی، چاد و تونس بوده‌اند.

نویسندگان می گویند: «ایالات متحده از زمان پایان جنگ سرد استفاده نظامی خود از نیروی نظامی در خارج از کشور را افزایش داده است. در این مدت، ایالات متحده استفاده مستقیم از زور را بر تهدید یا نمایش زور ترجیح داده است و سطح خصومت خود را افزایش داده در حالی که کشورهای هدف آن را کاهش داده اند. در طول مسیر، مناطق مورد علاقه نیز تغییر کرده اند. تا قبل از جنگ جهانی دوم، ایالات متحده اغلب در آمریکای لاتین و اروپا مداخله می کرد، اما با شروع دهه 1950، ایالات متحده تمرکز خود را به غرب آسیا و منطقه شمال آفریقا تغییر داد.

این داده ها شامل عملیات های مخفی تایید شده و مداخلات کم اهمیت توسط نیروهای عملیات ویژه است، با این حال، اشاره می کند که محرمانه بودن دولت ایالات متحده و استانداردهای دقیق منبع یابی پایگاه داده عمومی مورد مطالعه، تضمین می کند که آمار پس از 11 سپتامبر کم شمار است.

علیرغم اینکه دوره پس از 11 سپتامبر سومین دوره فعال برای مداخلات ایالات متحده در سطوح نسبتاً بالاتر خصومت به نظر می رسد. در این دوره، تهدید به زور وجود ندارد، در حالی که استفاده از زور بسیار رایج بوده است. تنها از سال 2000، ایالات متحده دست کم 30 مداخله نظامی انجام داده است.

کارشناسان می گویند که پنتاگون احتمالاً از اختیارات مخفیانه برای انجام نبرد خارج از محدوده هر گونه مجوز برای استفاده از نیروی نظامی یا دفاع شخصی مجاز استفاده کرده است.

آنها اشاره می‌کنند که در حالی که برنامه‌های مخفیانه «127e» در سومالی و یمن برای مثال با مداخلات نظامی معروف ایالات متحده همپوشانی دارند، ممکن است استفاده‌های دیگر از قدرت، مانند مصر و لبنان، نباشد. همین امر در مورد برنامه های کمتر شناخته شده مانند “بخش 1202” نیز صدق می کند.

درگیری‌های نظامی ایالات متحده به تولیدکنندگان سلاح آمریکایی فرصت کافی برای کسب سود و طولانی کردن تاریخ خشونت این کشور بر اساس تأسیس آن داده است.

بر اساس گزارش موسسه تحقیقات صلح بین المللی استکهلم (SIPRI)، هزینه نظامی جهانی در سال 2019 1917 میلیارد دلار تخمین زده می شود که بالاترین میزان از سال 1988 است.

با هزینه نظامی 732 میلیارد دلاری، ایالات متحده همچنان بزرگترین خرج کننده جهان در سال 2019 بوده و 38 درصد از هزینه های نظامی جهان را به خود اختصاص داده است. ایالات متحده در سال 2019 تقریباً به اندازه 10 کشور بعدی که بیشترین هزینه ها را خرج کردند، برای ارتش خود هزینه کرد.

امروزه، SIPRI هزینه ارتش ایالات متحده را سالانه بیش از 800 میلیارد دلار اعلام می کند که تقریباً 40 درصد از هزینه های نظامی جهانی را شامل می شود.

کپی با ذکر منبع : فراز اندیشه

مطالعه بیشتر اخبار روز

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

دکمه بازگشت به بالا